تبليغاتX
ارنان -

مطلب جدیدی که امروز می خواهم بنویسم احتمالا مخالفان و موافقان زیادی داره چرا که همواره یکی از مسائل بحث برانگیز بین اقوام ایرانی بوده است.

شاید در بسیاری از رسانه ها یا حتی درگفتگو با برخی ازافراد قومیت های ایرانی این ادعا را شنیده باشیم که : " ما جدایی طلب نیستیم ،اما می خواهیم در مدارس ما زبان مادری خودمان تدریس شود ( به جای فارسی) و کتابهای درسی ویژه خود را داشته باشیم. اما ما هرگز جدایی طلب نیستیم !!! "

آیا واقعا اگر این افراد آنگونه که ادعا می کنند جدایی طلب نیستند، پس لزوم این کار چیست؟ 

 کودکی که در یک قومیت خاص متولد می شود تا رسیدن به سن مدرسه فقط و فقط به زبان مادری گفتگو می کند. به علاوه پس از رفتن به مدرسه نیز تنها 4 الی 5 ساعت را در مدرسه می گذراند و مابقی شبانه روز را در منزل و کوچه و محله و شهر با دوستان و خانواده به زبان مادری سخن می گوید. آیا این دوستان تصور نمی کنند اگر همین چند ساعت در روز فارسی حرف زدن را از این کودک بگیرند چه اتفاقی می افتد؟ شاید تا به حال افراد بی سواد یا کم سوادی از قومیتهای مختلف را دیده باشید که به سختی به فارسی سخن می گویند. دلیل این امر در واقع نرفتن به مدرسه و محدود بودن این افراد در محیطی است که تنها به یک زبان گفتگو می شده است.

چگونه کودکی که در مدرسه تنها زبان بوم خود را اموخته و تنها به ان تکلم کرده است می تواند در آینده با مردم شهرهای دیگر و با هموطنانش که از دیگر قومیتها هستند ارتباط برقرار کند؟! چگونه این فرد می تواند در دانشگاه ها ، ادارات و سایر محیطهای اجتماعی کشورش حضور یابد و فعال باشد در حالی که با زبان فارسی چندان که باید آشنا نیست!

اگر در مدارس و دانشگاههای هر محلی صرفا زبان مادری قوم ساکن بکار برده شود پس تکلیف دانش اموز یا دانشجویی غیر بومی که ساکن ان ناحیه است چیست؟

شاید اگر بخواهید محیطی بسته و ایزوله بسازید که هیچگونه تبادل فرهنگی با محیط خارج خود نداشته باشد با این سیاست امکان پذیر باشد. اجتماعی که نه فردی با قومیت متفاوت را به خود راه می دهد و نه خود می تواند با دیگران ارتباط سالم و کاملی داشته باشد.

آیا این مفهوم جدایی نیست؟ آیا جدایی فرهنگی به مرور و در بلند مدت ( و بالاجبار) باعث جدایی سیاسی و مرزی نمی شود؟

نمی توان منکر تفاوتهای فرهنگی و تنوع بسیار زیادی که میان اقوام ایرانی است شد. هر قومی باید زبان مادری، فرهنگ، آداب و رسوم ویژه خود را حفظ کند و به آن بها دهد. اما بیایید به جای آنکه با پر رنگ کردن تفاوتها به جدایی و دوری از یکدیگر دامن بزنیم به وجوه اشتراکمان بیشتر و بیشتر اهمیت دهیم. و البته زبان فارسی می تواند یکی از مهمترین وجوه اشتراک و پیوند میان قومیت ها و ادیان و مذاهب گوناگون ایران باشد. بیایید این وجه اشتراک را حفظ کنیم .

چنانچه آذری و بلوچ و کرد و ارمنی و آشوری و زرتشتی و کلیمی و ... هر کدام بخواهند در مدارس بوم های خود به زبان مادری سخن گویند پس چگونه می توانند ایران واحدی داشته باشند؟!

پیشنهاد من این است که در کنار بکارگیری زبان فارسی به طور رسمی، ساعاتی ( برای مثال 2 ساعت در هفته ) به آموزش زبان وادبیات هر قومی در مدارس آن اقلیم پرداخته شود تا کودکان و دانش آموزان با ادبیات  و تاریخ قوم خود نیز آشنا شوند . همانگونه که در حال حاضر دانش آموزان ادیان دیگر، دروس مذهبی دین خود را در ساعاتی مشخص و به عنوان واحد درسی آموزش می بینند. اما دوستان! هرگز به حذف زبان فارسی از مدارس خود نیاندیشید چرا که پیامدی جز جدایی و بیگانه سازی مردمتان با سرزمین مادر (ایران) نخواهد داشت.

 دوستان گرامی مایلم نظر شما را هم در این باره بدونم لطفا نظرتون را بنویسید.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:30  توسط پریسا  |